محمد بن على ظهيرى سمرقندى

263

سندباد نامه ( فارسى )

ص 114 ( 1 ) از حسين بن عبد الله بن احمد بن ابى حصينه ( سندبادنامه ، آتش ، ص 155 ) ترجمه : روزگار بسيار خدعه كننده و دلربا است و زلال خوشىهايش به خاشاك رنجها آلوده است . دورى كن از بيشتر مردم زيرا آنها كالبدهايى هستند بدون قلب ، پس نفريباند تو را شبها و برق فريبندهء دروغگوى آن ( كه بارانى در پى ندارد ) ( 2 ) ترجمه : تا حدّ ممكن از عمر كوتاه و زودگذر خود استفاده و بهره بگير . ( 3 ) ترجمه : صبح زود شراب بنوش زيرا روزگار فرصت‌هايى بيش نيست . ( 4 ) از طرفة بن العبد ( سندبادنامه ، آتش ، ص 155 ) ترجمه : خالى شد براى تو قضا ، پس تخم بگذار و آواز بخوان ( يعنى محيط براى تو بدون مزاحم شد پس راحت باش ) ( 5 ) ترجمه : پيرى سراسر عيب است - امثال و حكم دهخدا ، ج 1 ، ص 254 ( 6 ) ترجمه : سفيد است و تاريك ( پيرى ) و هر سفيدى در غير از چشم و فرقهاى سر ، نور است . ص 115 ( 1 ) ترجمه : مىكشد دامن جوانيش را پس خيال مىكنى او را [ چون ] شاخه‌هاى درخت بان كه در باد صبا خم و راست مىشود . ( 2 ) از فرخى سيستانى ( ديوان ، دبير سياقى ، ص 392 ) ( 3 ) از خيام ( رباعيات ، فروغى و غنى ، ص 149 ) ص 116 ( 1 ) از ابو الفتح البستى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 159 ) ترجمه : خدا رهايى دهد مرا از نادانى كه دست او به بدكردارى ، شادى مرا از بين برد . ص 117 ( 1 ) از امرؤ القيس ( سندبادنامه ، آتش ، ص 159 ) ترجمه : در آفاق بسيار گرديدم تا اينكه از غنيمت به بازگشت راضى شدم ( امثال و حكم عبد القادر رازى ، حريرچى ، ص 150 ) ص 118 ( 1 ) ترجمه : آنگاه كه انديشه‌هايشان در مصيبتى بدرخشد ، پردهء مصيبت را پاره مىكند ( تدبير آنها بر حوادث ناگوار پيروز مىشود ) ص 119 ( 1 ) ترجمه در عراق براى ما شبهاى [ خوشى ] بود كه ربوديم آنها را از دستبرد روزگار و آنها را تاريخ و مبدأ عمر و عنوان ( نشانهء ) يادآورى و آرزوها قرار داديم . ( 2 ) از سنايى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 179 ) در كليله‌ودمنه ، مينوى ، ص 245 نيز آمده است . ( 3 ) از معزّى ( ديوان ، اقبال ، ص 235 ) ص 120 ( 1 ) از ابو الفرج رونى ( ديوان ، چايكين ، ص 29 ) ( 2 ) ترجمه : گرسنگى ، شيران را به خوردن مردارها راضى مىسازد ( امثال و حكم